قدرت بیشتر، مانعی بر شناخت بهتر خود!

این یادداشت در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ در روزنامه شرق به چاپ رسیده است.

http://www.sharghdaily.ir/News/162067/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%8C%20%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%DB%8C%20%D8%A8%D8%B1%20%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%20%D8%AE%D9%88%D8%AF!

یکی از مفاهیمی که در مباحث مدیریت دنیا این روزها بسیار از آن سخن گفته می‌شود، خودآگاهی یا خودشناسی است؛ چراکه تحقیقات نشان می‌دهد شناخت دقیق و روشن از خود باعث می‌شود هم اعتمادبه‌نفس‌مان بیشتر شود و هم خلاق‌تر شویم! تصمیمات عمیق‌تری بگیریم، روابط قوی‌تر و ارتباطات مؤثرتری داشته باشیم. جالب است که تحقیقات نشان می‌دهد خودآگاهی بیشتر منجر می‌شود حتی کمتر دروغ بگوییم یا کمتر دنبال کلاهبرداری برویم! در حیطه شخصیت و کاراکتر مدیر نیز تحقیقات نشان می‌دهد خودآگاهی بیشتر موجب می‌شود مدیر مؤثرتری باشیم، کارمندان راضی‌تری داشته باشیم و در نهایت شرکت سودده‌تری داشته باشیم.
خانم دکتر «تاشا اوریچ» حدود ١٥ سال است که روی قدرت خودآگاهی در مدیران و رهبران سازمان‌ها و شرکت‌ها کار می‌کند و به‌خوبی متوجه شده است که تا چه میزان این موضوع در میان مدیران دنیا مشکل‌آفرین شده است، چقدر مدیران در این موضوع ضعف داشته و تا چه میزان می‌توان آن را بهبود داد. او پس از یک دهه مطالعه تصمیم می‌گیرد تحقیقات متفاوتی را در این حوزه انجام دهد. در نتیجه چهار سال قبل مطالعه متفاوت و گسترده‌ای را با تیمش آغاز می‌کند. حدود ٨٠٠ مطالعه‌ای را که تا پیش از آن زمان انجام شده بود، به دقت تحلیل می‌کنند، به‌علاوه اینکه برای مطالعه جدید خود پنج هزار نفر را به مشارکت می‌گیرند. تلاش زیادی می‌کنند تا دریابند حقیقت خودآگاهی چیست و به چه چیزی خودآگاهی می‌گویند و به چه کسی خودآگاه؟ چند ماه قبل (می ٢٠١٧) نتایج فوق‌العاده مطالعات‌شان را در قالب کتابی به نام «بصیرت: چرا آن‌قدر که فکر می‌کنیم خودآگاه نیستیم؟ و چطور شناخت روشن از خود در زندگی کاری و شخصی کمکمان می‌کند؟» منتشر می‌کنند. براساس مطالعه آنها و برخلاف تصور عمومی افراد، فقط ١٠ تا ١٥ درصد آدم‌ها تا حد قابل قبولی خود را می‌شناسند و مابقی تصور می‌کنند که شناخت خوبی از خود دارند! خانم «اوریچ» به سه دسته دستاورد قابل توجه اشاره می‌کند که در این یادداشت به مرور یکی از آنها پرداخته و ان‌شاءالله در یادداشت بعدی دو دسته دیگر را طرح می‌کنم.
یکی از دستاوردهای عجیب مطالعه گسترده این تیم آن است که «تجربه و قدرت هر دو مانع خودآگاهی و خودشناسی می‌شوند!».  می‌گویند تجربه بیشتر باعث ایجاد حسِ اشتباهِ اعتماد به عملکرد شده و همچنین ما را نسبت به سطحِ آگاهی‌مان دچار اعتمادبه‌نفس کاذب می‌کند! بررسی‌ها نشان داده است که مدیران باتجربه در ارزیابی اثربخشی عملکرد خود دچار دقت کمتری نسبت به مدیران کم‌تجربه می‌شوند! یعنی ارزیابی اثربخشی عملکرد خود را با اغماض بیشتر و مثبت‌نگری انجام می‌دهند.
از سوی دیگر نتایج مطالعات این تیم (بررسی بیش از سه هزارو ٦٠٠ مدیر و رهبر سازمان‌ها و شرکت‌ها) می‌گوید قدرت بیشتر نیز موجب می‌شود افراد در میزان مهارت‌ها و قابلیت‌های خود دچار تخمین اشتباه شوند! یعنی خود را ماهرتر و قابل‌تر از واقعیت تصور کنند. محققان می‌گویند ریشه این مسئله نیز در دو مورد نهفته است؛ یک اینکه به‌واسطه موقعیت سازمانی ویژه این مدیران، افراد خیلی کمی به آنها فیدبک مفید می‌دهند؛ یعنی افراد زیادی نیستند که از نظر سازمانی جایگاهی بالاتر از آنها داشته باشند و به آنها فیدبک دهند. دوم اینکه به‌‌سبب موقعیت‌شان افراد کمتری خود را مجاز می‌دانند که به آنها فیدبک سازنده دهند؛ یعنی افرادی که از نظر سازمانی نیز مجاز به فیدبک‌دادن نبوده، اما در شرایطی مسئله‌ای را طرح می‌کنند عموما نمی‌توانند فیدبک سازنده‌ای را طرح کنند و به فیدبک‌های مثبت بسنده می‌کنند! در نتیجه تجربه و قدرت بیشتر هر دو مانعی برای خودآگاهی بیشتر ما می‌شوند!
میزان خودآگاهی از مقوله‌های شخصی بوده که از روی ظاهر افراد نمی‌توان آن را سنجید، اما آگاهی از مواردی که خانم «اوریچ» و همکاران‌شان به‌دست آورده‌اند، کمک‌مان می‌کند تا در مسیر خودآگاهی بیشتر خود موفق‌تر بوده و شاید خود را از گرفتاری در این خطاهای ذهنی برهانیم. حتما هم نیازی نیست که مدیر یک شرکت یا سازمان بزرگ باشیم، ممکن است مدیر یک خانه یا خانواده، کلاس درس مدرسه و دانشگاه، چند نفر همکار یا کسب‌وکاری کوچک باشیم. خودآگاهی بیشتر زندگی بهتری، چه در دنیا و چه در آخرت، برای‌مان به ارمغان می‌آورد چراکه به علاوه محاسنی که در ابتدای سخن طرح شد، رسول اکرم(ص) فرموده‌اند: «هر که خود را بشناسد، پس حقیقتا خدای خود را شناخته است».

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *